عماد الدين حسن بن علي الطبري

75

كامل بهائى ( فارسي )

* باب پنجم * دلائل امامت امير المؤمنين و فرزندان پاك او صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين دليل اول : بدان كه اهل قبله را يافتم كه در خلافت خلاف مىكردند بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله بعضى گفتند ابو بكر راست و جمعى گفتند على راست و چون بحث و تفحص كردم هفتاد و سه مذهب را يافتم كه كتب علوميه ايشان و خطبا و واعظان جمله مداح خاندان و ثناگوى على عليه السّلام بودند و در امامت وى ايشان هيچ يك خلاف نكردند « و لو كان يوما واحدا » الّا طائفهء بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله گفتند بلا فصل ، و فرقهء و طائفهء گفتند بعد از عثمان . و فرقهء شيعه كه هيجده فرقه‌اند اتفاق كردند به امامت وى و ابطال كار شيخين . پس اجماع حاصل آمد به امامت و باقى در حيز خلاف و تنازع بودند و عاقل داند كه اقتدا به متفق عليه اولى بود از آنجا كه اقتدا به مختلف فيه على كل حال . دليل دوم ، عالمان را يافتم كه اتفاق كرده بودند به عدالت و صلاحيت و علم و زهد و ورع امير المؤمنين عليه السّلام ، و شيعه قائل بودند به عصمت او به دلائل عقليه و نقليه ، و اتفاق حاصل بنا معصومى ابو بكر و بر آنكه چهل و شش سال مشرك بود پس اسلام آورد . و خلاف كردند در عدالت او جمعى گويند خود عدالت و صلاحيت نداشت ، و جمعى گويند عدالت و صلاحيت داشت بعد از اسلام . پس چون رسول صلّى اللّه عليه و آله در ميان ما نبود كه قاطع مادهء اختلاف باشد اقتدا به مقطوع العدالة و الورع و الصلاحيت كردن اولى نباشد كه اقتدا به كسى كنى كه در عدالت او هزار خلاف باشد . اگر انصاف بدهند و حب مذهب از سر بيرون كنند عدالت و صلاحيت او هرگز اثبات نتوانند كرد خاصه به مذهب خصم كه مجوز معاصى است بر انبياء و گويند روا باشد كه حق تعالى ايمان از بنده بازستاند در حين مرگ